خسته،
اما با دلی بر اعتقاد خویشتن راسخ،
همچنانم پای در راه است.
با فراز و پستش آنهم پیچ اندر پیچ
زندگی راهیست طولانی.
روی می گردانم اینک سوی دیروز و هزاران روز بگذشته
خیره می ماند نگاهم روی آن خاطرات تلخ و شیرین گذشته؛
آری ای دنیای پیر عبرت آموز
روزهایم را چون کلامی یا که درسی بازگو؛
بازگو آنکه را عاشقی می بایدش.
ف.ج
همیشه صورتکی بر چهره داشتم که میخندید
تا وهم گنگ اندوهی که پس پشت آن جاریست
ملال خاطر کس نگردد و ناکسان هستی مرا چنین تلخ و زهر آلود نیابند
آه:
ای خنده هاتان پر گل و شادمانیتان برقرار
من غمگینم غمگین و صورتک خندانم شکسته است.
ف.ج
تکنوازی سه تار ، استاد احمد عبادی از آلبوم سلسله عشق
کوک سه تار از احمد عبادی
از سجاد پور قناد
ایمان وزیری پیش از این به عنوان آهنگسازی پیشرو، جوان و مرتبط با جریان معاصر
آهنگسازی ایران به وسیله دو CD "کوارتت زهی" و "موسیقی مجلسی" به جامعه هنری معرفی
شده بود. هر چند که قبل از آنهم به عنوان نوازنده تار در نواری که از آثار دکتر
اسدالله حجازی بوسیله منتشر شده بود به عنوان همنواز شرکت داشت، اما در این اثر
جدید با چهرهای کاملا متفاوت از این آهنگساز و نوازنده جوان روبرو میشویم که شاید
برای کسانی که جریان آهنگسازی معاصر ایران را کمی جدی تر دنبال میکنند
غافلگیرکننده باشد.
در " تکنوازی تار" وزیری دست به بازسازی شیوه هایی
از تار نوازی زده است که میتوان آنها را شیوههای مرسوم رادیو در دهههای 30 و 40
شمسی دانست. شیوههایی که با زیباشناسی امروز موسیقی ایرانی تطابق چندانی ندارد و
به همین علت نیز در میان اجراهای در خور توجه کمتر نشانی از این شیوه های اجرایی به
چشم میخورد .
از اولین زخمه هایی که بر تار میخورد میتوان به تلاش وزیری
برای نزدیک شدن به این شیوه ها پی برد ، تلاشی که با موفقیت نیز همراه بوده است .
همانطور که میدانیم بیشتر شنوندگان ، این روش ها را از رنگ صوت ویژه ای که سازها به
دلیل استفاده از مقادیر خاصی از Reverb و Echo در آن میابند تشخیص میدهند . وزیری
نیز در این اجرا بدون آنکه با وسایل الکترونیکی از Reverb و Echo زیاد استفاده کند
سعی کرده صدادهی ساز را به گونه ای شکل دهد تا یاد آور آن روزهای گذشته باشد .
در این اجرا مانند اکثر اجراهای آن دوره تاکید نوازنده بر آوازها (قطعات با
متر آزاد) است. قطعات ضربی هرچند در متن وجود دارند اما کارکرد اصلی را در انتقال
مطلب به عهده ندارند. جمله پردازی در قطعات آوازی بسیار آزاد انجام گرفته و در اکثر
اوقات برداشتی از گوشه یا تکه مورد نظر به نظر میرسد. حدود آزادی نوازنده از حفظ
فواصل و تغییر بقیه عناصر موجود در ساختمان یک گوشه تا اجرای برداشتی نزدیک به ردیف
در تغییر است .
انواع مختلفی از این نوع برخورد با اجرای آوازها را میتوان
در اثر وزیری به خوبی مشاهده کرد . برای مثال اجرای "خارا" در قسمت شور ضمن آنکه تا
حدودی شبیه "خارا" در ردیف است اما بسط متفاوتی دارد برای مثال میتوان به شروع جمله
اول با ریز بدون تک روی شاهد شور که در اجراهای ردیف کمتر دیده میشود اشاره کرد. در
همین بخش "جملاتی در اوج" ساختمانی آزاد تر دارد و به طور اخص آنرا مگر با در نظر
گرفتن فواصل نمیتوان شبیه اجرا های ردیف دانست . متر و روابط زمانی میان عناصر
آوازدر این اجراها بیشتر از همه ، با اجرا های استادان دوره قاجارمتفاوت است . شاید
به دلیل همین تغییرات است که بیشتر استادانی که از شیوه های باقیمانده از دوره
قاجار مطلع بودند این جریان را نوعی انحراف از آنچه به زعم آنان اجرای صحیح موسیقی
ردیف بود میدانستند وهمینطور نزدیک شدن به بعضی از گونه های موسیقی مجلسی و گاه
مطربی ، و با آن بویژه در دهه 40 شمسی به مخالفت عملی و نظری برخاستند .
در
این اجرا از لحظات اول با برخی علامات و مشخصه های ویژه موسیقی مجلسی برخورد میکنیم
، مانند استفاده مکرر از انواع مالش ها و ویبراتوهای افقی . برای مثال در ابتدای
مقدمه به ویبره افقی روی درجه سوم شور و مکثی که پس از آن برای تشدید اثر این ویبره
و هدایت طنین صدای ساز به طور دلخواه داده شده ، توجه کنید . این تکنیک جانشین تکیه
سریع روی همین درجه در اجراهای ردیف شده است . همانطور که میبینیم این تغییر ضمن
اینکه به دلیل مکث بعدی متر را به کلی دگرگون کرده است ، با تاکید بیش از حد و
پررنگ نمودن ، کارکرد (فونکسیون) درجات مختلف دستگاه را نیز تغییر داده به گونه ای
که نوعی ایست برروی درجه سوم ظاهر شده است که به طور طبیعی با آمدن جمله بعدی
(البته با متر صحیح) به سمت شاهد حل میشود . اما با این شکل از اجرا این حل کمی
دیرتر ظاهر میشود و نوعی ایست موقت را بوجود میاورد .
به قسمتی از تار نوازی ایمان وزیری گوش کنید
اقتباس از آثار مختلف در این اثر حتی در آفرینش (چیدمان) یک قطعه باعث شده است که اثر هم از لحاظ شیوه اجرا و هم مطلب موسیقایی چندان یکدست و همگن نباشد و بخصوص در بعضی از قطعات که تحت عنوان "اقتباس از چند اجرای قدیمی" یا چیزی شبیه به آن مشخص شده است بیشتر مانند نوعی کولاژ مصنوعی جملات موسیقی به نظر برسد . این عدم همگنی حتی در صدادهی ساز که شاید یکی از یکدست ترین جنبه های موسیقی ارائه شده در این اثر است ، نیز مشاهده میشود برای مثال در بخش آخر (ماهور) مدام صدایی اضافی شبیه صدای سیمهای تشدید در سازی مانند سیتار به گوش میرسد که با توجه به ساختمان تار احتمالا باید حاصل یک اشکال فنی و چشمپوشی ناظر ضبط باشد . با در نظر گرفتن سابقه ایمان وزیری در ارائه مطالب موسیقایی همگن و منسجم در دست است ، این پراکندگی کمی عجیب به نظر میرسد
به قسمتی از تک نوازی ایمان وزیری گوش کنیدمطالب گفته شده ما را به این نتیجه میرساند که اجرای حاضر را اگر تنها به عنوان بازسازی به منظور ادای دینی به گذشته یا بازگویی محفوظاتی که شاید حاملی دیگر نداشته باشند یا حرکتی موسیقی شناسانه به جهت بررسی عملی و فراهم آوردن ماده اولیه کار برای آنان که به اجراهای اصلی دسترسی ندارند ( یا شاید به عنوان بخشی از پایان نامه اتنوموزیکولوژی ایمان وزیری ) ، مورد ارزیابی قرار دهیم میتواند مورد اعتنا قرار گیرد . اما اگر به این اجرا به عنوان یک آفرینش هنری ودر محدوده هنر جدی بنگریم کمتر آنرا در خور توجه خواهیم یافت مگر برای ارائه مثالی در باره پارادوکس موسیقی ایرانی که همانا مسئله سنت و مدرنیسم باشد . با این دید و با مقایسه این اثر با آثار دیگر ایمان وزیری مشاهده میکنیم که چگونه دو قطب گذشته – حال بدون حل نهایی تضاد درونیشان در یک فرد گرد آمده اند . شاید این هم یکی از عجایبی باشد که تنها در دوران گذار از سنت به مدرنیته و در کشوری جهان سومی میتواند به وقوع بپیوندد .
آلبوم آه باران : آلبوم "آه باران" آخرین اثر محمدرضا شجریان، مجموعهایست که در فرم و فضای موسیقی گلها تنظیم گردیده و به یاد بزرگان, حسین یاحقی,مرتضی محجوبی, رهی معیری و بنان ساخته شده است.

این آلبوم شامل 7 قسمت درمایة دشتی است که چهار قطعة آن
بصورت ارکسترال، دوقطعه بصورت ساز وآواز همراه پیانوی فخری ملک پور و تار
فرهنگ شریف بر اشعار حافظ و عطار بوده و یک قطعه آن چهار مضراب تار به
همراه تنبک همایون شجریان میباشد.

و الحق که با نگاهي در بین سازها در خواهیم یافت که تار يک چنین سازی است.
نغمه هایی بسیار روح انگیز دارد و وقتی در آغوش نوازنده اش قرار می گیرد گویی که این چوب و پوست از روح نوازنده خود جان می گیرند و زنده می شوند.
تار یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است که به آن وتر نیز گفته می شود.
اگر چه ما هنوز اطلاعات درستی از تاریخ دقیق پیدایش و ساخت آن نداریم ولی از قرار معلوم ان به زمان ابو نصر فارابی بر مي گردد.
موسیقی دانان قدیم و بزرگی چون صفی الدین ارموی،خواجه بها الدین و ابوالفرج اصفهانی و تنی چنداز شاعران و نویسندگان دوران گذشته درباره تقسیم فواصل پرده های که هم خوان و موافق پرده های تار نیز می باشد مطالبی گفته، شعری سروده و یاد کرده اند.
به عنوان مثال بابا طاهر همدانی شاعر شوریده و عارف ایران که در نیمه قرن پنجم هجری مي زيست در سروده ای از خود چنین این ساز را یاد مي کند:
دلی دیدوم چو مرغ پا شکسته، چو کشتی، بر لب دریا نشسته
همه گویند طاهر، تار بنواز صدا چون مي دهد تار شکسته
شکل ظاهری کاسه تار شبیه دل است و شاید به خاطر همین است که تار را ساز اهل دل و حال و تسکین دهنده روان آدمي لقب داده اند زیرا تار دارای صدای لطیف و دلربا است که بسیاری از متفکرین، عارفان، فیلسوفان، وارستگان و صوفیان پاک دل به آن عشق مي ورزند.
تار صدایی گرفته، محزون و کاملا شرقی دارد و از جنبه داشتن رزونانس، قدرت صدایی بالا و اجرای دستگاه ها و آوازهاي موسيقي سنتی ایران برترین و کاملترین ساز ایرانی محسوب مي شود.
تار از يک کاسه که روی آن پوست کشيده درست گردیده که همین کاسه نیز به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم شده که قسمت بزرگ را شکم و کوچک را نقاره مي نامند.
دسته تار معمولا 45 تا 50 سانتی متر است که بر کناره های جلوی آن دو روکش استخوانی کار گذاشته شده است در انتهای دسته تار جعبه ای تعبیه شده که ب ه جعبه گوشی معروف است، که از هر طرف آن سه گوشي بر سطوح جانبی این جعبه قرار داده شده که سیم های تار را به دور آنها مي پیچند.
تعداد سیم های تار شش عدد است که از آخر کاسه یا شکم شروع شده و از روی خرک که به منظور بالا نگاه داشتن سیم ها بر روی پوست قرار گرفته مي گذرد.
اين شش سیم در تمام طول دسته کشیده شده و به داخل جعبه گوشي ها رفته و به دور آنها پيچيده شده است.
سیمهای ششگانه عبارتند از:
دو سیم سفید( پائین) که همصدا کوک می شوند.
دو سیم زرد( همصدا)
یک سیم سفید نازک به نام زیر
و یک سیم زرد(بم)
که دو تای آخری غالبا به فاصله اکتاو کوک می شوند.
فاصله سیم های هم صوت سفید، نسبت به سیم های زرد غالبا چهارم و سیم های سفید نسبت به سیم بم معمولا فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل می دهند.
تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی سه سانتی متر نواخته می شود. در قسمتی از نصف طول مضراب، برای آنکه در دستهای نوازنده راحت قرار گیرد با موم پوشیده شده است.
در گذشته سازندگان تار در گوشه و کنار کشور بسيار بودند که نامی از ایشان به جای نمانده و تنها تنی چند از ایشان مثل استاد خاجیک، هامبارسون، فرج الله، آقا قلی، یحیی، برادران صنعت و استاد حاجی و پسرش رمضان شاهرخ شناخته شده اند.
کسانی که به بقای اين ساز و تکامل ان کمک کردند و عمر خود را بر سر این کار نهادند.

سازشناسی پرویز منصوری
